معماری
خانه / کیمیای سعادت / داستان مرحوم سردار کابلی و جعل سند شجره‌نامۀ خاندان آل آقا

داستان مرحوم سردار کابلی و جعل سند شجره‌نامۀ خاندان آل آقا

کیوان سمیعی در کتاب زندگانی سردار کابلی، چنین می‌نگارد:

سردار کابلی نقل فرمودند: «زمانی عالم نسّابه، مرحوم سیّد جعفر اعرجی کاظمینی ملقّب به معین‌الأشراف که مؤلّف کتب عدیده در انساب و متوفّا به سال ۱۳۳۲ قمری بوده است، به کرمانشاه آمد. به علّت اطّلاعاتی که از انساب داشت من جهت استفاده، او را به خانۀ خود دعوت کردم و کتاب‌خانه‌ام را در اختیارش گذاردم. این زمان مقارن با دورۀ ریاست روحانی مرحوم آقا اسداللـه امام جمعه، بزرگ فرزند آقا عبداللـه بن آقا محمّد جعفر بن آقا محمّد علی بن آقا محمّد باقر بهبهانی، ملقّب به استاد اکبر و استاد مجدّد ـ رحمه اللـه علیهم أجمعین ـ در کرمانشاه بود، که به سال ۱۳۲۴ قمری به رحمت ایزدی پیوست. آقا اسداللـه علاوه بر مقام علمی، مردی بسیار مقتدر و متنفّذ بود و از این جهت شباهت به مرحوم آقا محمّد علی داشت.

معین‌الأشراف که به قصد انتجاع به کرمانشاه آمده بود، به منظور تمتّع از قدرت و ثروت امام جمعه، اکثر روزها به محضر او می‌رفت و به جلب توجّهش می‌کوشید.

روزی معین‌الأشراف را در کتاب‌خانه دیدم که اسامی بسیاری بر اوراق متعدّد نوشته است و متّصل آنها را پس و پیش می‌کند، گاهی هم به کتاب‌ رجالی مراجعه می‌نماید. علّت این کار را پرسیدم، گفت: ”سلسلۀ نسب آقای امام را می‌خواهم تهیّه کنم.“ گفتم: سلسلۀ نسب ایشان که مجهول نیست و تا مؤسّس بهبهانی و پدرش محمّد اکمل، همه از مشاهیر علما هستند که ترجمۀ حالشان در کتب متأخّرین مندرج است. گفت: ”از محمّد اکمل تا شیخ مفید را می‌خواهم.“

مرحوم سردار کابلی

من که تا آن لحظه چنین نسبتی را نه در کتابی خوانده بودم و نه از کسی شنیده بودم، با حیرت تمام گفتم: مگر نسبت آقا باقر بهبهانی به شیخ مفید منتهی می‌شود؟! پاسخ داد: ”آری چنین است، ولی تا به حال کسی جز من متوجّه این نکته نشده است.“

پرسیدم: به چه دلیل؟ مطالبی گفت که من قانع نگردیدم. بالأخره در برابر اصرار من در کشف مطلب گفت: ”اگر ما بگوییم نسب امام جمعه به شیخ مفید متّصل می‌شود، آیا حکمی از احکام دینی تغییر می‌کند؟ من که نمی‌خواهم او را سیّد معرّفی کنم تا ملازمه با تغییر موضوع و مورد، حکم شرعی داشته باشد!“»

مرحوم سردار می‌فرمودند: «من که از شنیدن این سخنان به کلّی مبهوت گردیده بودم، پرسیدم: مقصود از این کار چیست؟! خندید و به شوخی گفت: ”ملک چشمه سفید!“[۱] من دیگر سخنی نگفتم و از او آزرده خاطر شدم. امّا در آن روز او نسب‌نامه‌ای به‌هم تلفیق نمود و با ذکر تعدادی اسامی، نسب امام جمعه را به شیخ مفید رسانید[۲] و آن را با خطی خوش نوشت و روز بعد در حضور جماعتی به آقای امام تسلیم کرد. هرچند شخص امام جمعه، با هوش و فراستی که داشت این کار معین‌الأشراف را نوعی از تملّق دانسته بود، ولی دیگران به علّت شهرتی که وی به دانستن علم انساب پیدا کرده بود یقین به صحّت این نسب‌نامه نمودند.»

تا اینجا حاصل حکایتی بود که مرحوم سردار کابلی نقل فرمودند، و اکنون لازم می‌نماید بنده در تأیید و تتمیم آن عرض کنم که: اگر چه مرحوم آقا اسداللـه امام جمعه نسب‌نامۀ مزبور را با شکّ و تردید بسیار پذیرفته و حتّی آن را نوعی تملّق علمی شناخته بوده است، امّا پس از او افراد این خانواده جلیل آن را چنان معتبر و صحیح شناختند که هریک نسخه‌ای جهت خود نویسانده و نگاه داشتند و در سال ۱۳۰۴ شمسی هم که به حکم دولت، مقرّر شد ایرانیان نام خانوادگی داشته باشند جماعتی از اعقاب محقّق بهبهانی به همین لحاظ برای خود عنوانِ «مفیدی» انتخاب کردند.

صورت نسب‌نامۀ تلفیقی معین‌الأشراف، به کثرت نزد افراد خانوادۀ محترم آل آقا موجود بود و هنگامی که در سال ۱۳۵۳ قمری مرحوم علاّمه سیّد محسن جبل عاملی به منظور جمع‌آوری موادّ تألیف کتاب أعیان الشّیعه به ایران تشریف آورد و در محرّم همان سال به کرمانشاه آمد، همین نسب‌نامه در اختیارش قرار گرفت، و او آن را در اعیان الشّیعه ضمن ترجمۀ حال مؤسّس بهبهانی نقل کرد.[۳] بعدها هم چون کتاب مزبور از مراجع مسلّم نویسندگان رجال واقع شد، هر کس که ترجمۀ حالی از آقا باقر بهبهانی یا فرزندانش نوشت، یا آن را به تمامه نقل کرد یا اقتصار بر این کرد که نسب این فامیل به شیخ مفید منتهی می‌شود، در صورتی که اگر این مطلب صحیح بود به طور قطع و یقین آقا باقر بهبهانی و فرزندش آقا محمّد علی، آن را نقل می‌کردند؛ زیرا این دو عالم محقّق گذشته از آنکه از علمای نامی شیعه در فقه و اصول و سایر علوم اسلامی بوده‌اند، از محقّقین علمای رجال به شمار می‌روند، و هر دو در کتب خود بارها نام شیخ مفید ـ قدّس اللـه تعالی سرّه ـ را برده‌اند و در هیچ جا خود را بدو منسوب نکرده‌اند، در حالی‌که به انتساب به علما تا آنجا علاقه‌مند بوده‌اند که آقا باقر در اکثر موارد که نام مجلسی اوّل و ملاّ صالح مازندرانی و مجلسی دوّم را می‌برد، به مناسبت اینکه مادرش دختر آقا نور الدّین پسر ملاّ صالح و مادر آقا نورالدّین هم دختر مجلسی اوّل آخوند ملاّ محمّد تقی بوده است، از دو نفر اوّل به عنوان جدّ و از مجلسی دوّم آخوند ملاّ محمّد باقر به عنوان خال، تعبیر می‌کند و آقا محمّد علی نیز بارها از مجلسی دوّم به صورت خال مفضال مطلبی نقل می‌کند، و تعلیقات رجال میرزا محمّد استرآبادی و مقامع الفضل پر است از این تعبیرات.

علاوه بر آنکه این موضوع از زمان مؤسّس بهبهانی تا تقریباً اواخر زمان مرحوم آقا اسداللـه به هیچ‌وجه در میان این خانواده مطرح نبوده است، هیچ دانشمند محقّقی از غیر این خانواده نیز به آن اشاره نکرده. و مثلاً حاج میرزا حسین نوری ـ که در تتبّع حدیث و رجال از افراد بسیار کم‌نظیر بوده ـ در خاتمۀ مستدرک الوسائل، و حاج شیخ عبّاس قمی ـ که اقوالش در این ابواب، مورد استناد است ـ در فوائد الرّضویّه و الکنی و الألقاب و باقی کتب مربوط به رجالش، به چنین مطلبی اشاره ننمودند با آنکه هر دو ضمن تعداد فضایل، بسیار بر سلالۀ علم و فضل بودن استاد اکبر تصریح کرده و منسوبین او را ذکر نموده‌اند.

این موضوع مورد توجّه و بحث چند تن از فضلای معاصر نیز قرار گرفته است، از جمله دانشمند محترم آقای معلّم حبیب‌آبادی در مجلّد اوّل کتاب مکارم الآثار، ذیل سال ۱۲۰۵ قمری پس از نقل نسب‌نامۀ آقا باقر بهبهانی می‌نویسد: «سلسلۀ این نسب از شیخ مفید تا صاحب عنوان (مؤسّس بهبهانی) در هیچ‌جا به نظر نرسیده؛ الاّ  أعیان الشّیعه، و در آن اشکال کمیِ واسطه موجود است، و علی التّحقیق چند نفر افتاده دارد.»

و فاضل ارجمند آقای علی دوانی هم در کتاب وحید بهبهانی می‌نویسد: «تحقیقات زیاد نمودیم تا بر مدرک این شجره‌نامه دست یابیم، نه از خود وحید در کتاب‌هایی که نوشته و اجازاتی که به شاگردانش داده و نه از فرزندان او مدرکی به‌دست نیامد، فقط عالم نسّابه مرحوم سیّد جعفر اعرجی کاظمینی بغدادی، مؤلّف کتاب الأساس فی أنساب الناس، سلسلۀ نسب مرحوم وحید را ضبط کرده و تمام این شجره‌نامه‌هایی که در دست است از روی آن کتاب استنساخ شده.»

این مطلب که آقای دوانی نوشته‌اند کاملاً صحیح است، امّا وضع آنچه مرحوم سیّد جعفر اعرجی نسّابه نوشته، به صورتی بوده است که ما از مرحوم سردار کابلی نقل کردیم.

تمام شد آنچه که از کتاب زندگانی سردار کابلی، به نوشتۀ آقای کیوان سمیعی نقل نمودیم.

این واقعه با کمال تأسّف، بارها و بارها در طول تاریخ علی‌الخصوص در تاریخ اسلام تکرار شده است و افرادِ از خدا بی‌خبر دست به جعل و وضع حدیث و غیره، به لحاظ منافع دنیوی و شهوات نفسانی می‌زده‌اند.

منبع: کتاب نوروز در جاهلیّت و اسلام، ص ۱۰۶-۱۱۰ به نقل از کتاب زندگانی سردار کابلی، ص ۱۰۶٫

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱]. چشمه سفید، نام یکی از دهات خوب و مرغوب نزدیک کرمانشاه است و مرحوم معین‌الأشراف زیاد کوشیده بوده است که مالک این دیه شود و نشده بوده است.

[۲]. سلسلۀ اتّصال مرحوم مجدّد وحید بهبهانی به شیخ مفید، طبق جعل و وضع سید جعفر اعرجی بدین گونه است: آقا محمد باقر بهبهانی، فرزند محمد اکمل، فرزند محمد، فرزند محمد صالح، فرزند احمد، فرزند محمد، فرزند ابراهیم، فرزند محمد رفیع، فرزند احمد، فرزند ابراهیم، فرزند قطب‌الدین، فرزند کامل، فرزند علی، فرزند محمد، فرزند علی، فرزند محمد، فرزند محمد بن نعمان (شیخ مفید).

[۳]. اعیان الشّیعه، ج ۳، ص ۱۳۶ و ۲۸۶٫

لینک کوتاه مطلب : http://montakhabweb.ir/?p=5740

همچنین ببینید

شفاعت رسول خدا از امت خود در قیامت

گفتار رسول خدا به حضرت زهرا درباره شفاعت از امت در قیامت‏ آنجا که سوال فرمود: اى پدر جان! من کجا ترا در موقفِ اعظم روز قیامت و در روز دهشت‏‌ها و وحشت‏ها و در روز فزع اکبر ببینم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

قالب وردپرس