خانه / کیمیای سعادت / عدم جواز تکرار عمره در یک ماه

عدم جواز تکرار عمره در یک ماه

طبق روایات مأثوره از معصومین علیهم السّلام، تکرار عمرۀ مفرده تا قبل از گذشت ده روز، مورد اشکال؛ و تا پیش از سپری شدن همان ماه، مکروه به کراهت شدید می‌باشد.[۱] البتّه در این مسأله بعضی از روایات دالّه بر جواز به حسب ظاهر نیز موجود است[۲] و لیکن با تأمّل و تحقیق در مجموعۀ احادیث وارده، حرمت قبل از ده روز و کراهت شدید تا یک ماه مسلّم است.[۳]

روزی برای تودیع جهت تشرّف به سوی بیت اللـه الحرام خدمت حضرت والد (علامه طهرانی) – قدّس اللـه سرّه ـ رسیدم و از ایشان دستوراتی در ارتباط با مطالب حجّ و عمره و آداب حرمین خصوصاً بیت اللـه الحرام خواستم؛ ایشان در ضمن بیاناتی که مربوط به آداب تشرّف به مسجد الحرام است فرمودند:

قرائت قرآن در مسجد الحرام و نیز جلوس مقابل مستجار را از دست ندهید؛ همانجا که دیوار کعبه شکاف برداشت و فاطمه بنت اسد سلام اللـه علیها مادر أمیرالمؤمنین علیه السّلام از آنجا وارد خانۀ کعبه گردید و سپس دیوار به‌هم آمد و حضرت فاطمه بنت اسد سلام اللـه علیها أمیرالمؤمنین را به دنیا آورد، و مشرکین قریش هرچه سعی کردند نتوانستند درب اصلی کعبه را بگشایند و پس از سه روز فاطمه بنت اسد در حالی‌که فرزندش أمیرالمؤمنین علیه السّلام را در بغل داشت از همان محل ورود، از کعبه خارج گردید.[۴] و بدین لحاظ مستحب است شخص طائف آن محل را استلام کند و ببوسد و بدن خود را به آن مکان مقدّس بچسباند تا از فیوضاتی که به واسطۀ مقام ولایت کبریٰ نصیب خاصّان از موالیان و شیعیان أمیرالمؤمنین علیه السّلام می‌شود او نیز بهره‌مند گردد.

و از جمله دستوراتی که ایشان فرمودند این بود که:

هرچه می‌توانید دور خانۀ خدا طواف کنید و ثواب آن را به روح رسول اللـه صلّی اللـه علیه و آله و سلّم اهدا نمایید؛ زیرا اصل اوست و هرچه به عالم وجود از فیوضات و عنایات حضرت باری می‌رسد از دریچۀ نفس قدّوسی او می‌گذرد. پس هرچه از حمد و ثناء و شکر و ثواب در عالم وجود، موجود می‌گردد باید به او برگردانده شود و غیر از او فرد دیگری نباید در ذهن و نفس خطور نماید.

البتّه واضح و روشن است که ذوات معصومین علیهم السّلام همه در نفس مطهّر رسول اللـه فانی و متّحد می‌باشند و قصد اهدای ثواب به رسول اکرم، شامل نفوس مطهّرۀ سایر معصومین صلوات اللـه علیهم أجمعین می‌باشد.[۵]

و سپس فرمودند:

الطواف بالبیت صلاهٌ؛[۶] «طواف حکم نماز را در مسجد الحرام دارد.»

بعضی گمان می‌کنند که اگر دوباره و بیشتر به میقات بروند و احرام ببندند و عمرۀ مفرده بجای آورند به فیض بیشتری نایل می‌شوند، در حالی‌که این عمل خلاف است. خدای متعال به لحاظ کرامت و تعظیم بیت اللـه الحرام فقط یک بار احرام را برای هر ماه کافی دانسته است نه بیشتر، و تکرار این مسأله بر خلاف ذهنیّات و توهّمات عوام، نه تنها موجب ثواب بیشتر و عبادت بیشتر نخواهد شد بلکه از اعتبار و ارزش آن یک بار اوّل احرام نیز می‌کاهد و او را خدشه‌دار می‌نماید! و خداوند به‌جای احرام و عمره، طواف را جایگزین نموده است و شما هر قدر می‌توانید طواف بجای آورید.

ما کاسۀ داغ‌تر از شارع و خدای متعال نباید باشیم و دلمان برای دین خدا و عظمت بیت اللـه و تکریم آن مکان مقدّس بیش از لواداران شریعت غرّاء و پاسداران حریم مقدّس شرع انور نباید بسوزد، هرچه از آنها می‌رسد بدون کم و کاست باید بپذیریم و با توجیهات عامیانه چون: رجائاً و غیره، پا از دایرۀ تکلیف بیرون نگذاریم و فقط و فقط بر آنچه از جانب حضرات معصومین علیهم السّلام ـ که أعرف و أعلم بما أنزل اللـه هستند ـ وقوف نماییم و از آن تخطّی ننماییم.[۷]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[۱] . من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۴۵۸: «أبی الحسنِ موسَی علیه السّلام، قال: ”لِکُلِّ شَهرٍ عمرهٌ.“ قالَ:” فقلتُ له: أ یکون أقَلَّ من ذلکَ؟“ قال: ”لکلِّ عشرهِ أیّامٍ عمرهٌ.“»
[۲]. الکافی، ج ۴، ص ۵۳۴، باب العمره المبتوله.
[۳]. اجماع، ص ۲۱۸، تعلیقه: «از جمله مواردی که برای نگارنده در این مورد اتّفاق افتاده است اینکه: طبق روایات مأثوره و ادلّه در باب عمرۀ مفرده، تکرار آن در مادون عشره ایام حرام و در طول یک ماه کراهت شدید دارد. گرچه بسیاری با تمسّک نابجا به تسامح در ادلّۀ سنن، هر روز نسبت به انجام آن اقدام می‏نمایند؛ و لیکن به طور کلّی اصل تمسّک به ادلّۀ سنن محلّ ایراد است، به خصوص در این مقام ^ ^ که قطعاً مخالف مفهوم و مصداق کلّی آن است. روزی فردی به حقیر گفت: ”من برای انجام عمرۀ مفرده جهت گذشتگان، به قرآن مجید تفأّل زدم و یا استخاره کردم، زیرا شک داشتم که با وجود ادلّه می‏توان اقدام کرد یا خیر؟ آیۀ شریفه بسیار بسیار خوب و مناسب آمد و لذا چند بار نسبت به این عبادت اقدام نمودم.“ حقیر عرض کردم: فقیه باید مبنای عمل خود را ادلّه و روایات و سنن معتبرۀ شرعیّه قرار دهد نه استخاره و تفأّل و غیره. و امّا بنده اگر تمام آیات قرآن بر اساس استخاره و تفأّل نیکو درآید باز به ادلّه مراجعه نموده، و به هیچ‌وجه نسبت به استخاره در این مورد ترتیب اثر نخواهم داد؛ البتّه می‏توان از استخاره در بعضی از موارد خاص استفاده نمود نه در خصوص این موارد که ادلّۀ وافی به مراد و کافی به مرام، موجود می‏باشند.»
[۴]. جهت اطّلاع بر مصادر و تفصیل این واقعۀ مهم تاریخی رجوع شود به امام شناسی، ج ۱، ص ۵۴ ـ ۵۸ و ۲۷۴ ـ ۲۷۶٫
[۵]. جهت اطّلاع بر اتّحاد ارواح طیّبۀ ائمّه علیهم السّلام به اعتبار عالم ملکوت، و تفاوت آنها به اعتبار عالم ملک، رجوع شود به روح مجرد، ص ۵۷۲ ـ ۵۷۴؛ امام شناسی، ج ۱۵، ص۲۸۲ ـ ۲۹۱٫
[۶]. مستدرک الوسائل، ج ۹، ص ۴۱۰؛ عوالی اللئالی، ج ۱، ص ۲۱۴٫
[۷]. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به حیات جاوید، ص ۳۲ ـ ۴۰٫
منبع: مقدمه کتاب نوروز در جاهلیّت و اسلام، ص۳۹

لینک کوتاه مطلب : http://montakhabweb.ir/?p=5444

همچنین ببینید

انواع اعتبارات انسان از دیدگاه قرآن

انسان پس از گذرانیدن دوران کودکی و بلوغ دوست دارد به خود زینت ببندد لباس خود را، شغل خود را، زندگى و مکان خود را، و ... تا بتواند نقش بقاء و بنحو ابدیّت زیست نمودن به خود دهد و روى حقیقت فناء را بپوشاند غافل از آنکه ...

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.