نام شش فرشته در آیین زردتشت بر شش ماه اول سال

منتخب‌وب به نقل از رساله نوین ص 106:

رساله نوین
نام شش فرشته در آیین زردتشت بر شش ماه اول سال

نام شش ماه از ماههاى باستانى، نام شش فرشته در آئين زردشت است

(برای دیدن متن قبل کلیک کنید) … در اين جلسه حقيقتاً نمايندگان مخالف را إغفال كردند و گفتند: ألفاظ باستانى و حفظ مليّت و قوميّت است، ديگر شرح ندارند كه اين ألفاظ از أوِستا گرفته شده، و نام شش فرشته نماينده أهورامزدا كه زنده و جاودانه ‏اند در ميان اين ماههاست، و آنها عبارتند از ارديبهشت و خرداد و أمرداد و شهريور و بهمن و اسفند.

بسيارى از نمايندگان مخالف هم گيج و ويج شده، نمى‏ فهميدند چه بگويند، مى ‏گفتند:

ما با آداب و رسوم مليّت مخالف نيستيم.

يك نفر نگفت: اين آداب مليّت، مليّت زردشت است، اسلام آئين زردشت را به باد فنا داد، و آفتاب‏ درخشانش ديگر زمينه ‏اى براى ذكرى از أهورامزدا و فرشتگان او باقى نمى‏ گذارد.

در كشور اسلام و آئين محمّدى و رسميّت قرآن كريم، چه معنى دارد كه تاريخ را بر اساس روزها و ماهها زردشتى قرار دهند؟ اين نسخ اسلام است

صحبت از الفاظ قشنگ نيست، صحبت از حمله ديو شوم أهريمنى بر كيان اسلام است. امروز شما نام ماهها را به نام فرشتگان مذهب زردشت مى‏گذاريد! و از ترس و عدم موقعيّت رأس تاريخ را به همان هجرت رسول الله باقى مى‏گذاريد! فردا آن را هم عوض مى‏كنيد! و تاريخ هخامنشى، با مبدأ جلوس سيروس بزرگترين پادشاه هخامنشى، و يا با مبدأ سلطنت كورش و يا داريوش مى‏گذاريد! و يا مبدأ سلطنت پهلوى را همانند سلطان سلجوقى، به عنوان پديد آورنده آثار نوين و براندازنده ارتجاع و فرسودگى مذهب و افكار كهنه، مبدأ تاريخ قرار مى‏دهيد!

در آن مجلسى كسى كه بالنّسبه دفاع كرد، مرحوم شريعتمدار دامغانى بود كه مستدّلًا گفت:

تغيير روزهاى ماهها فائده ندارد، و خروج از موازين علميّه مى‏ باشد، و ألفاظ حَمَل و ثَوْر و جَوزا از الفاظ فروردين و ارديبهشت كه معناى مناسبى ندارند بهتر است،

ولى مطلب را نشكافت و مبرهن نكرد كه اين پيشنهاد تغيير تاريخ به عنوان إحياء سنّت ملّى، در حقيقت إحياء سنّت زردشت، و إماته احكام شرعى و اساسى محمّدى در كشور اسلام است.

زيرا همانطور كه ما اينجا بيان كرديم و در تعليقه نامى از فرشتگان آئين زردشت برديم، شايد او نمى‏دانست و از اصل و ريشه اين تغيير خبر نداشت. زيرا پيشنهاد كنندگان، مقصد خود را مخفى كرده، و فقط به عنوان تغيير الفاظ عربى به الفاظ باستانى وارد مسئله شدند، و گفتند:

فقط به مسأله تغيير ألفاظ است و بسيار مسأله سهل و آسان است.

در روز 27 حوت 1303 مطابق 21 شعبان 1342 كه سه روز به نوروز مانده بود، با اين عجله و شتاب، در يك جلسه رأى گرفتند[1]، و تاريخ را عوض كردند[2] و پس از تشريفات لازم در 11 فروردين 1304 شمسى به تصويب رسيد و مؤتمن الملك (حسين پيرنيا) كه در آن دوره رئيس مجلس بود به صورت نظامنامه به دولت ابلاغ كرد كه در دوائر دولتى اجراء نمايند. و به عنوان هديه نوروزى به ملّت ايران الفاظ قشنگ ارديبهشت و بهمن را آوردند. و زهر جانكاه را با پوشش‏هاى شيرين ملّيت به خورد مردم دادند، به طوريكه تا به حال هم بسيارى از حقيقت مسأله آگاه نيستند، و نامهاى باستانى را بر زبان مى ‏آورند و اصلش را نمى‏ دانند!

در اثر رسمى شدن نامهاى فروردين و ارديبهشت، در ادارات دولتى و مدارس و تقاويم و اعلانات، اوّلًا اين نامها كه تا آن زمان جز عدّه معدودى كسى از آنها خبرى نداشت. مشهور و معروف شدند و از مدارس به منازل و از تقويم‏ هاى ادارى به تقويم‏ هاى ديوارى منزلى سرايت كرد، و آذر و بهمن و اسفند، همچون قل هو الله احد محفوظ هر خُرد و پير، و زن و مرد شد.

و ثانياً نام محرّم و صفر و ربيع الاوّل و جمادى الثانى و ذو القعده و غيرها كم كم از بين رفت نه كسى از اين ماهها، و از دخول و خروجش خبرى داشت و نه اعمال روزانه و تكاليف اجتماعيّه و تشريفات و دعوت‏ها و جشن‏ها و ماتم‏ها و عزاهاى خود را بر اين ماهها منطبق مى‏نمود.

فقط ماه محرّم به جهت عزادارى، و ماه رمضان به جهت روزه، قدرى معروف‏تر بود، و بجز پيرمردان تمام مردم كه مى‏خواستند مثلًا در ما رمضان روزه بگيرند مى‏ گفتند:

مثلًا بايد امسال از 15 بهمن ماه تا 14 اسفند ماه روزه بگيريم، همچون جوانان مسلمان در خارج از كشور كه أعمال عباديّه خود را با روزهاى ماههاى فرنگى همچون فوريه و مارس و آوريل و مه و ژوئن و ژوئيه و غيرها منطبق مى‏نمايند.

و اين درست، در خطّ همان راهى است كه استعمار كافر براى منزوى كردن آئين استوار اسلام كشيده و ترسيم نموده است، و از اينجا نيز درست در مى ‏يابيم كه آن كافر تا چقدر در انجام مرام خود پيروز شده، و نامهاى اجنبى و زردشتى را به جاى نامهاى اسلامى نشانده، و دست هر مرد و زن، و مورد استعمال هر عالم و عامى، و هر ادارى و بازارى، و هر كارگر و كشاورز داده است‏[3]، تا جائى كه ازبعضى از علماء نيز ديده شده است در إعلانات خود ماههاى باستانى را به كار برده، و در امضاى تاريخ شمسى و نامهاى زردشتى را به كار برده، و در ضمن گاهى از اوقات مطابق با 7 محرّم 1387 هجرى قمرى را مثلًا با آن ضميمه نموده ‏اند، و گاهى هم از اين تطبيق رفع يد كرده، به مجرّد تاريخ باستانى اكتفا نموده‏ اند.

بارى اين مرحله دوّم از تغيير بود كه پنجاه سال تمام دوران خود را طىّ كرد، و پيوسته در صدد پيدا شدن زمينه مساعد براى اجراى طرح مسأله سوّم بودند و آن كه از جهت اهميّت بسيار از تغيير دو مرحله قبل، مهمتر بود نسخ تاريخ هجرى و تبديل آن به تاريخ شاهنشاهى بود.

يعنى نسخ خود رسول الله و به روى كار آمدن طاغوت و رسميّت حكّام جائر در عقائد و سرنوشت قلوب ملّت.

ــــــــــــــ

پاورقی:

[1] به طورى كه تعديل اين تاريخ را معيّن نكردند و به همين قدر اكتفا كردند كه در سالهاى كبائس اسفند 30 روز گرفته شود امّا كدام سال كبيسه است معيّن نشده است، و به همين علّت بود كه در سال 1308 نزديك بود كه اشتباه شود، چه مطابق معمول واضح بود كه سال چهارم بعد از سه سال 305- 306- 307 مى‏بايست كبيسه محسوب شود، و حال آنكه در واقع و حقيقت امر مى‏بايستى ساده باشد، چون سال 1309 سال آخر از دور 33 سالى بوده است، و آن را مى‏بايست كبيسه قرار داد، و به همين سبب يك تقويم اشتباه ضبط كرده و اسفند 1308 را 30 روز دانسته است، و اين عمل ايجاب مى‏كند كه روز دوّم حمل مطابق با اوّل فروردين شود. و اين اشتباه ناشى از نقص قانونى است كه از مجلس گذشته است( گاهنامه 1309، سيّد جلال الدّين طهرانى، ص 78)

[2] مطالبى كه از مجلسى شوراى ملّى درباره تغيير تاريخ نقل شده است، همگى از روزنامه رسمى كشور شاهنشاهى از صفحات 1010 تا 1014، و از صفحات 1056 تا 1060، راجع به جلسه يكصد و چهل و سوّم، صورت مشروح مجلس صبح سه شنبه، 27 حوت 1303 مطابق 21 شعبان 1342 مى‏باشد.

[3] و نظير اين تغيير را در ساعات دادند، چون بنا بر دخول ماههاى قمرى كه ابتداء آنها خروج قمر از تحت الشّعاع و رؤيت آن بعد از غروب آفتاب است، اوّل هر ماه قمرى از اوّل شب آن شروع مى‏شود، و شب هر روز مقدّم بر روز آن است. و بنابراين ساعت 12 اوّل غروب و ابتداى دخول شب است. و هر ساعتى كه بگذرد يك ساعت از شب گذشته است فلهذا در شرع مقدّس وارد است كه در ساعت اوّل و يا دوّم و يا سوّم و يا چهارم از شب گذشته، انسان چه تكاليفى را انجام دهد، و اين در صورتى است كه مبدأ حساب ساعت را كه اوّل شب است ساعت 12 يعنى سر دسته قرار دهيم.

در اينصورت اوّلًا روشن است كه چند ساعت از شب ما گذشته است، ساعت 6 يعنى 6 ساعت از شب گذشته است، و ثانيا در سپيدى روز مى‏دانيم كه ما چند ساعت روز داريم، زيرا ساعت 12 يعنى غروب آفتاب و ابتداى شب، پس ساعت 5 در روز مى‏دانيم كه ما 7 ساعت روز داريم و ساعت 9 مى‏رساند كه ما 3 ساعت روز داريم، و عليهذا ساعت غروب كوك براى تعيين مقدار شب و تعيين مقدار روز بسيار ساده و مفيد است. و مسلمان كه مى‏خواهد از شب خود استفاده كند و از روز بهره‏مند شود مى‏داند چقدر از شب گذشته است و چقدر به روز باقيمانده است.

و امّا ساعت‏هاى زَوالى( ظهر كوك) شب و روز را نشان نمى‏دهند، آنها فقط نصف شب و نصف النّهار را نشان مى‏دهند، در صورتيكه مبدأ كار ما از اوّل غروب است، مبدأ نصف شب به چه درد ما مى‏خورد؟ و علاوه ساعت 1 يعنى يك صبح، در حالى كه از اوّل شب ما چند ساعت بيشتر گذشته است و ساعت 1 ساعت يك نخواهد بود. براى مسلمان صبح عبارت است از اوّل فجر صادق و يا از اوّل آفتاب و از آن به بعد روز او شروع مى‏شود، نه از ساعت نصف شب. مبدأ نصف شب براى كسانى است كه بين شب و روز و ابتداى هر كدام و انتهاى هر كدام فرقى نمى‏گذارند، و فقط اجمالًا 24 ساعت خود را به 2 تا دوازده ساعت با بمدأ نصف النّهار و نصف اللّيل تقسيم كرده‏اند. مانند اقوام غير مسلمان. و در اينصورت از ساعت 12 شب به بعد متعلّق به فرداى آن روز بوده و نصف از شب بعد از آن روز تا ساعت 12 نيز متعلّق به همان روز است. يعنى هر روز تمام، دو نيمه شب در جلو و عقب دارد. فلهذا مى‏گويند: شب سه شنبه و سه شنبه شب. يعنى شب پيش و شب بعد! ولى بر اساس ماههاى قمرى كه حتماً هر روز يك شب تمام دارد، و آن شب پيوسته قبل از آن روز مى‏باشد، اشتباهى هم رخ نمى‏دهد. شب سه شنبه يعنى شب پيش از روز سه شنبه، و شب چهاردهم رمضان يعنى شب بعد از روز سيزدهم رمضان و هكذا. تمام احكام و تكاليفى كه براى شب‏ها مقرّر شده است براى شبهاى قبل از روز بوده و ابتداى آن دستورات از اوّل شب است، يعنى ساعت 12 سر دسته غروب كوك.

ولى چون ساعت‏هاى ظهر كوك در كشورهاى غربى مرسوم بود، كم كم حكومت‏هاى مسلمانان بر اساس ساعت گرنويچ كه زَوالى است، ساعتهاى خود را ميزان كردند و ملّت‏ها نيز رفته رفته از حكومتها پيروى نمودند و براى استماع راديو و غيره كه به ساعات زَوالى بود، و براى فرستادن أطفال خود به مدرسه، و براى رفتن به ادارات، ساعتهاى منازل خود را نيز ظهر كوك نمودند. در صورتى كه براى آنان از ساعت غروب كوك منافع بيشترى حاصل بود.

ساعت ظهر كوك را ساعت فرنگى كوك، و يا ساعت انگليزى، و ساعت غروب كوك را ساعت شرعى مى‏ناميدند.

 گردآوری شده توسط بخش کیمیای سعادت سایت منتخب وب برگرفته از کتاب رساله نوين ص 106 الی 112

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن