چرا برای اموات سالگرد می گیرند؟!

چرا برای اموات سالگرد می گیرند

از جمله سنّت‌های ناپسند که گرچه به مقدار اربعین نمی‌رسد، سنّت برگزاری سالگرد برای اموات است ـ در حالی‌که ما موظّف به برگزاری مراسم عید و شهادت معصومین علیهم السّلام می‌باشیم ـ و باید این سنّت نیز از میان برداشته شود، و فقط سنّت احیای ذکر و یاد معصومین علیهم السّلام باقی و پایدار بماند. چرا که افراد با موت خویش و گذران این دنیای فانی به سرای دیگر می‌روند و به دنبال پروندۀ اعمال و رفتار خویش در این دنیا می‌باشند، یادآوری آنان و برپایی مجالس سال و سپس در سال‌های بعد، هیچ نفعی برای بازماندگان نخواهد داشت و صرفاً به اظهار تأسّف و حزن و اندوه منقضی خواهد گشت؛ آری صرف دیدار آشنایان و ارحام و دوستان دارای ارزش و اعتبار است که می‌توان در مجلس و محفل دیگری نیز آن را انجام داد.

در اسلام توجّه و رویکرد انسان را به سمت و سوی مقابل و آینده قرار داده‌اند، نه بازگشت به عقب و تجدید خاطرات و ذهنیّات گذشته و یادآوری اعمال و رفتار پیشینیان. ذهن و فکر و قلب آدمی باید به واسطۀ قطع تعلّقات دنیوی به سوی مبدأ وجود و مرکز هستی و ذات ربوبی حرکت نماید، و این مصائب که برای بشر پیش می‌آید هدیه‌هایی است از جانب پروردگار برای بندۀ خویش، تا فکر و میل و شوق او را به سوی خود بکشاند و او را از تراکم خطورات و خاطرات و تخیّلات پاک گرداند و قلب او را فقط برای مأوا و منزل خویش آماده گرداند و وجود او را از همۀ شوائب هستی برهاند، و نصیبی را که باید و می‌بایست از ورود در دنیا و حیات دنیوی تحصیل نماید برای او آماده سازد؛ ولی ما به‌جای پیروی از این روش و طرز تفکّر و همراهی با تقدیر و مشیّت الهی، دائماً خود را به عقب برمی‌گردانیم و به حوادث و قضایای گذشته پیوند می‌دهیم و شخصیّت‌ها و شئونات گذشتگان را همراه خود در طول حیات به دنبال خویش می‌کشانیم و سرشت و سرنوشت خود را به آنان گره می‌زنیم.

 توجّه به مظاهر جاذب و گوش‌پرکن و القاب و اعتبارات، انگیزۀ غالبی در برگزاری سالگردها

در این سالگردها چیزی جز تعریف‌ها و تمجیدها و مظاهر جاذب و گوش‌پرکن و القاب و اعتبارات، نصیب حاضرین نخواهد شد، و هر سال بر درجه و مقام آن بدبخت بیچارۀ از دنیا رفته و گرفتار حساب و کتابِ اعمال و رفتار دنیای خویش، افزوده می‌شود و مجالس او در هر سال باید باشکوه‌تر و پر طمطراق‌تر و پر سر و صداتر، با مصارف و خرج‌های سرسام‌آور و تهیّۀ اعلامیّه‌ها و تبلیغات گیج‌کننده، برگزار شود؛ و این است مصداق و معنای سورۀ شریفۀ:

أَلْهَاکُمُ التَّکَاثُرُ *حَتَّى زُرْتُمُ الْمَقَابِرَ *کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ‌ *ثُمَّ کَلاَّ سَوْفَ تَعْلَمُونَ‌ *کَلاَّ لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ‌ *لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ‌ *ثُمَّ لَتَرَوُنَّهَا عَيْنَ الْيَقِينِ‌ *ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ‌ (سوره تکاثر)

«افتخار و مباهات بر زياده‌طلبى و كثرت‌بينى شما را (از ديدار جمال حقّ و وجود مطلق و وحدت لا يزالى) به غفلت انداخت و منصرف كرد * تا زماني‌كه در قبرها سرازير شديد * ابداً چنين نيست (كه آن كثرات أصالتى داشته باشد) و به زودى خواهيد دانست * و سپس ابداً چنين نيست (كه آن كثرات أصالتى داشته باشد) و به زودى خواهيد دانست! * ابداً چنين نيست! شما اگر بالمعاينه علم پيدا كنيد، * تحقيقاً (آن كثرت طلبى را) به صورت جحيم سوزان و آتش گداخته خواهيد ديد * و پس از آن، آن را به حقيقت يقين خواهيد دانست * و سپس از نعيم (كه راه قرب بنده به سوى خدا و ولايت است) از شما در آن روز پرسش خواهد شد (كه در چه حد حجاب كثرت را كنار زديد و در عرصۀ توحيد گام نهاديد)!»

و امروز ما با رنگ و لعاب دادن این مجالس به رنگ مذهبی و به بهانه و شعار «شعائر دینی» و در واقع برای بقا و استمرار حیات حیوانی خویش، به همان راه و مسیری می‌رویم که اعراب جاهلی به جهت تفاخر و مباهات بر دیگری به سراغ استخوان پوسیدۀ نیاکان می‌رفتند؛ هیچ تفاوتی در میان نیست، هر دو یکی است به دو صورت مختلف و دو مظهر متفاوت.

آری یاد و خاطرۀ اولیای الهی و عرفای باللـه و بیان حالات و گفتار و کردارشان و کیفیّت وصول به مدارج عالی و تبیین سیره و روش زندگی و ارتباط با افراد و دستورالعمل‌های اخلاقی و سلوکی آنان مانند آخوند ملاحسینقلی همدانی و مرحوم قاضی و علاّمه طباطبایی و علاّمه طهرانی ـ رضوان اللـه علیهم أجمعین ـ خارج از این بحث و مقام می‌باشد، و در تجلیل و تعظیم و تکریم این ستارگان فضیلت و معرفت هرچه انجام شود کم می‌باشد.[1] در این مجالس باید به تفسیر و تبیین مبانی فکری و راه و روش سلوکی و مظاهر اخلاقی این فرزانگان اقدام نمود و آنها را برای مردم روشن ساخت تا دیدگاه آنان نسبت به دین و شعائر و مبانی آن تغییر پیدا کند و ذهنیّاتی که از اعمال و رفتار سایرین در آنها به وجود آمده است متحوّل گردد، و حقیقت تمثّل روح ولایت و زعامت لواداران شرع مبین را در وجود عینی و خارجی این بزرگواران پیدا کنند، تا صواب را از فساد تشخیص دهند و راه را از بیراهه باز شناسند و حقیقت را از ادّعا تمییز دهند و صدق را از دروغ جدا نمایند و صفا را از مکر و خدعه مجزّا کنند و خلوص را از ریا و حیله فرق بگذارند و توحید را از انانیّت و نفسانیّت و کثرات و شهوات جدا سازند. امّا این مجالس به عنوان سالگرد و امثال آن نباید باشد بلکه می‌توان به صور مختلفی آن را منعقد نمود. مسألۀ سالگرد باید مختصّ معصومین علیهم السّلام باشد تا از این جهت بین آنها و دیگران امتیاز افتد و حریم هریک محفوظ بماند.

منبع: کتاب نوروز در جاهلیّت و اسلام ص 78 – 82

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

[1]. بحار الأنوار، ج 90، ص 348: «عن رسول اللـه صلّی اللـه علیه و آله و سلّم: ”عند ذِکرِ الصّالحین یُنزِلُ الرَّحمةُ.“»

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن